تبليغاتX
دهستان چوپانان

choopananvatan

سینا صمیمی

choopananvatan

http://choopananvatan.blogfa.com

دهستان چوپانان

دهستان چوپانان - مقاله ها

دهستان چوپانان

دهستان چوپانان
جمعیت ساکن: طبق سرشماري 90 ،2200 نفر
قدمت: بیش از 110 سال
موقعیت جغرافیایی:واقع در شرق استان اصفهان
چوپانان منظم ترین روستای خشتی ایران و روستای بادگیرها می باشد.


منظم ترین دهستان خشتی ایران

دهستان چوپانان

 
به سایت چوپانان منظم ترین دهستان خشتی ایران خوش آمديد!   دوست و هموطن گرامی به سایت خودتان خوش آمدید ، امیدوارم لحظات خوبی را در این سایت سپری کنید، هرگونه پیشنهاد و انتقاد خودتان را در رابطه با مطالب سایت بیان کنید و ما را در بهتر مدیریت کردن سایت یاری کنید  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو مطالب
ایمیل مدیر
موضوعات





آرشیو مطالب

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " دهستان چوپانان " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید.
آرشیو تماس با ما


جشن اسفندگان.....(سپندارمذگان)روز عشق

جشن اسفندگان (سپندارمذگان) یکی از جشن‌های ایرانی است که در روز ۵ اسفند برگزار می‌شود. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیهآورده‌است که ایرانیان باستان روز پنجم اسفند را روز بزرگداشت زن و زمین می‌دانستند. اگرچه منابع کهن از جمله ابوریحان این جشن را در روز پنجم اسفند ذکر کرده‌اند. ولی با توجه به تغییر ساختار تقویم ایرانی در زمان خیام که پس از ابوریحان میزیست، و سی و یک روزه شدن شش ماه نخست سال در گاهشماری ایرانی، تاریخ ذکر شده در منابع کهن را باید به روز رسانی کرد. امروز بعضی زرتشتیان آنرا در روز اسفند (سپندارمذ - پنجمین روز) از ماه اسفند (سپندارمذ) برابر با بیست و نهم بهمن در گاهشماری خورشیدی امروزین برگزار میکنند. اما موبد کورش نیکنام برگزاری جشن‌ها با استفاده از گاهشماری‌های سنتی با ماه‌های 30 روزه را بی‌توجهی به دانش نجوم و دستاوردهای خیام و موجب ناهماهنگی‌ در جشن‌ها دانسته و لزوم توجه به گاهشماری ملی و رسمی با ماه‌های 31 روزه را یادآور شده است. 

بسیاری از پژوهشگران ایران شناس از جمله استادان ابراهیم پور داود، جلیل دوستخواه، رضا مرادی غیاث آبادی، جلال خالقی مطلق و پرویز رجبی زمان درست این جشن را پنجم اسفند می‌دانند و ابداعات جدید در انتقال آن به ۲۹ بهمن را نادرست می‌انگارند. (بنگرید به فهرست منابع و پیوند به بیرون در پایین همین صفحه).

استاد ابراهیم پورداود در سال ۱۳۴۱ خورشیدی، روز پنجم اسفند و جشن اسفندگان را به عنوان «روز پرستار» پیشنهاد داد که پذیرفته شد و در تقویم رسمی نیز ثبت گردید. ایشان خود در این باره نوشته‌اند: "در میان جشن‌های بزرگ ایران باستان، سپندارمذگان جشنی است در پنجمین روز از اسفندماه. همین روز شایسته و برازنده است که جشن پرستاران میهن ما باشد". (پورداود، ابراهیم، مجموعه مقالات آناهیتا، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۴۲، ص ۱۶۵).

 

غلامعلی صمیمی 90/11/25  نظر بدهید!

فراموشیِ نمادها ( بادگيرهاي چوپانان)

برگرفته از وبلاگ ذبيح


هر کالا ، کشورو شهری نماد یا سمبلی دارد که باعث شناختن و هویت بخشیدن آن می شود به گونه ای که اگر شخصی یا جایی به  فکر استفاده از نماد دیگری برای خود  باشد موجب اعتراض صاحب نماد شده و حتی کار به شکایت مراجع قضایی داخلی وحتی بین المللی می کشد . می توان گفت که نماد یا علامت شناخته شده هر چیز شناسنامه آن است به عنوان مثال علامت استاندارد برای کالاها ویا تمام آثار باستانی کشورها و شهر ها مثل برج ایفل ،اهرام مصر،سی وسه پل وتخت جمشید ایران ،دیوار چین ونمادهای طبیعی مثل آبشار نیاگارا ویا جنگلهای منطقه حاره و...  .

 

مردم  کشورها به  نمادها و سمبلهای  شناخته شده  کشورشان بسیار احترام می گذارند و در بعضی موارد تا پای جان جهت حفظ آن مبارزه می کنند مثل پرچم هر کشور که نماد استقلال

و هویت وبودن آن کشور است .

 

ما نیز در چوپانان نماد هایی داریم که باید از آنها حراست کنیم  چون باعث افتخار ما در مقابل

دیگران است و یکی از آن نماد ها بادگیر های روستایمان است ، ما همگی چوپانان را به لحاظ

معماری زیبا و منحصر به فردش ازجمله کوچه های صاف و راست و بدون بن بست و بادگیر های زیبای آن  به عنوان الماس خوش تراش کویر می شناسیم  چرا که ارزش افزوده  واقعی الماس به زیبا تراش خوردن آن است ، بدین علت بادگیریکی از نمادهای مهم چوپانان محسوب می شود .

 

متاسفانه در سالهای اخیر شاهد خراب کردن یکی یکی بادگیر ها به بهانه های مختلف هستیم و یکی از این بهانه ها  هزینه بالای نگهداری و مرمت آنهاست به گونه ای که در عصر حاظر به خاطر وجود کولر و انواع و اقسام وسایل دیگر بادگیر ها کارایی اصلی خود را از دست داده اند و مردم بجای صرف هزینه بازسازی آن به فکر خراب کردنش می افتند به قولی خرج آن فقط خراب کردن آن است در غیر این صورت هزینه ترمیم  و باز سازی آن بسیار بالا تر است ودر سالهای آینده باز هم احتیاج به نوسازی و هزینه مجدد دارد .

 

حال چه باید کرد ، باید به خاطر داشته باشیم چوپانان بدون بادگیر و خانه های خشتی اش دیگر الماسی خوش تراش نیست به تکه سنگی همانند دیگر سنگ های ریخته شده در بیابان می ماند پس ما باید به نمادهای روستایمان احترام بگذاریم و در حفظ  آن کوشا باشیم از جمله اقداماتی که در این زمینه میتوان انجام داد سرشماری بادگیرها و تهیه پلاک وشناسنامه برای تک تک آنهاست وبعد بالابردن فرهنگ عمومی که به خاطرخرج اندک به سیماونمای زیبای روستایمان

آسیب جدی نرسانیم  بعد کمک هزینه بازسازی و حتی درخواست  یاری از میراث فرهنگی (مثل کاری که در یزد و انارک با بودجه میراث انجام گرفت) و اقدامات موثر دیگر. در پایان قراردادن جریمه سنگین برای متخلفان و ویران کننده های  میراث فرهنگی  روستایمان .

 بیایید با هم فکری و همکاری هم، محیطی جذاب و زیبا داشته باشیم.

مقاله از : بهزاد فاتح

                                                                       

سینا صمیمی 90/10/07  نظر بدهید!

آياجرائم سنگين رانندگي در تصادفات(محور چوپانان-اردكان) بازدارنده بودند؟

اين سوالي است كه خيلي ها در ذهن خود ميكنند.اين دومين باراست كه درسال90 قانون جرائم سنگين رانندگي درسطح كشور اعمال ميشود آيا در محورهاي مواصلاتي كه ما تردد داريم تصادفات بخصوص تصادفاتي كه منجر به مرگ شده كمتر شده اند؟بطورمثال فقط محور چوپانان-اردكان را مثال ميزنيم ،در طول سال جاري چقدر تصادف كه چند تاي انان مربوط به عزيزان خودمان بوده كه ما اطلاع داريم غريبه ها كه بماند،پس بنظر ميرسد كه مشكل جاي ديگري است كه در ابتدا بايد مسئولين ذيربط به ان بپردازند ودر مرحله بعد جرائم را بالا ببرند،اين تصميمي كه آقايان ميگيرند كساني ميگيرند كه شايد هرگز درجاده هاي غير استاندارد منظور ما گذرشان نيفتد ويا اصلا زميني هم مسافرت نكنند فقط بزرگراها واتوبان هاي اطراف شهرهاي بزرگ را ميبينند وبر اساس آن تصميم گيري ميكنند آن هم بقول خودشان براي آن 5درصد متخلف.

مشكل ما همه به تخلفات رانندگي نيست به زير ساخت هاي جاده ها ي كشور هم هست.چرا در محوري كه بقول دولتمردان كريدر جنوب به شمال كشور است وكليه ماشينهاي سنگين از بنادر جنوبي كشورحمل ونقل به بنادر شمالي راانجام ميدهند(محور چوپانان-اردكان) بايد شاهد تصادفات اينچنيني باشد؟وقتيكه عرض جاده اينقدر كم باشد وجاده به اين پر ترافيكي حتي شانه خاكي هم نداشته باشد وپر از چاله وگودال باشد ومسئولين ذيربط هم باميد روزي كه جاده اصلي ان ساخته شود بي خيال وبي تفاوت باشند وترميم نكنند كه وقتي يك راننده با سرعت به چاله ميرسد يا بايد خود را دران بيندازد يا ناگهان بخواهد چاله رارد كند آن وقت چه اتفاقي خواهد افتاد  وبعد پليس محترم هم 50-50 رانندگان را مقصر ميشناسد وجاده مشكلي ندارد.،همين اتفاقاتي كه هر روز شاهد آن هستيم.پس جرائم در اين محور ها كار ساز نيست،آب از چشمه گل آلود است .

آقاي دولت،اين جاده هاي ما كشش اين همه ترافيك سنگين را ندارد،چرا مثل كارخانه چيپس همينطور ماشين توليد ميكنيد وپيش فروش؟؟!! وبعد وارد همين جاده هاي كم عرض وباريك وشلوغ وناهمواروغير استانداردوپر از چاله چوله و......مي كنيد!!

مگر خداي ناخواسته ساختن جاده ها ازجريمه هاي سنگين تامين ميشود؟ كه ابتدا جريمه وسالها بعد قرار دادبا پيمانكار جاده كه مثل جاده اردكان-چوپانان مادام العمري خواهد شد!.تا كي بايد شاهد تصادفات مرگبار اين چنيني باشيم تا آقايان متوجه شوند كه اين قسمت از اين محور حادثه خيز است؟شايد هنوز با اين مرگها هنوز صرف نميكند كه هزينه شود تا درست شود؟

ما فكر ميكنيم مرگهاي ناشي از تصادفات اين محورها بر گردن مسئوليني است كه در كارشان مسامحه كردند وناظراني كه بي تفاوتند وهنوز نقاط حادثه خيز را بي خيالند.جادارد يادي بكنيم از همه عزيزاني كه دراين محور قرباني اين كريدر شدند،روحشان شاد باد.باميد روزي كه شاهد تلاش براي دوبانده شدن وزير سازي درست وشاهد يك جاده استانداد باشيم.


غلامعلی صمیمی 90/10/07  نظر بدهید!

نامناسب بود اسفالت جاده اردکان _چوپانان(آرشيو)

آرشيو 89/12/19


نامناسب بودن اسفالت وخطرناك بودن جاده کریدور شمال-جنوب کشورمان(محور اردکان - چوپانان)


محور اردکان-چوپانان یکی از محورهای مواصلاتی جنوب به شمال است بدین معنی که با این کریدور خلیج

 همیشه فارس رابه دریای خزرمتصل میکند.اما با عنایت به سیاستهای دولت محترم مبنی بر توجه ویژه به

 مناطق محروم ایا به این محور توجه ویژه شده یا خیر؟

همانطور که در عکس می بینید بیش از 40کیلومتر این محورمهم دروسط جاده اسفالت چاله هایی همیشه

 ایجاد شده که انگارسالها توجهی به ان نشده،گاها دیده شده که برای پرکردن این چاله ها ولکه گیری از

 ماشینهایی استفاده شده که کارگران همینطور که کمپرسی حامل اسفالت در حال حرکت است بابیل از بالای

 ان اسفالتها را به بروی باصطلاح لکه ها می ریزند وبامید انکه ماشینهای عبوری بجای غلطک از روی ان

 عبور کرده وانرا پهن کنند که نتیجه اش ان می شود که گوشه ای از ان را در عکس می بینید!! وعمر

 اینگونه لکه گیری ها بیش از 10 روز هم نمی شود زیرا کامیونهای سنگین زیاد در این محور تردد میکنند

 واین اسفالتهای به ظاهر قیر اندود راسریع از چاله های ایجاد شده به بیرون می پاشند.شاید دست اندر کاران

 این تفکر رادارند که..از این جاده که هیچ مسئول دولتی که گذر نمی کنه که کیفیت این جاده راببینه پس اینقدر

 دقت هم لازم نیستش.

متاسفانه در اين چند ماهه اخير چندين نفر از همشهريان براثر تصادف در اين جاده جان خود را از دادند.

بالاخره دنیا سوال تو ذهنها پیش میاد.بلکه روزی بیاد که شعارها به عمل تحقق پیدا کنه .امین یا رب العالمین

 ما منتظریم!!

        

سینا صمیمی 90/10/05  نظر بدهید!

مقاله زیبا (ساکی پر از گل)

برگرفته از: خبرگزاری چوپانان
ساکی پر از گل



آبان ماه سرشماری در جریان بود و با سرزندگی و جوشش مردمان این سرزمین، پر تب و تاب شده بود. قرار بود در پایان سرشماری از بلند همتان چوپانان با اسم و رسم در سایت تقدیر گردد و این قراری بود که ذبیح با خود گذاشته بود، قبل از آن که گرد یتیمی برای دومین بار بر چهره‌اش بنشیند، از دل و دماغش بیندازد و محزونش سازد.

قریب به اتفاق فامیل ها آمده بودند تا خانه‌ی اجدادشان که الحق درختان جواهر بودند خالی نباشد و آنانکه معذور از حضور بودند به گونه ای دیگر...

ایام سرشماری همانند عید و عاشورا فراوانی جمعیت در کوچه و خیابان مشهود بود آن گونه که باورش برای خیلی‌ها مشکل بود ولی حقیقت داشت. حقیقتی از یک اتحاد شیرین و یک یا علی گفتن مردانه.

اگر چه این روزها به علت مراسمات زنده‌یادانی چند، رنگ و بوی عاشورا گرفته بود و مردم حضور بیشتری داشتند ولی هرگز نباید فراموش کرد آنان که از شهرهای دور و نزدیک به ویژه از یزد، اصفهان، نایین، تهران، گرگان، گنبد، تربت حیدریه، سمنان، شاهرود، سرچشمه، کرمان و شهرهای دیگر آمده بود، و همه با ساکی پر از گل، تا بیرق بلند همت مردم چوپانان را برافرازند. کاری هم به این نداشتند که این حرکت به نتیجه نهایی یعنی شهر شدن زادگاهشان بینجامد یا نه. آنان فقط به آماری غرورآفرین می‌اندیشیدند که به حول قوه الهی محقق خواهد شد. آنان خواستند و شد. البته این حرکت آن قدرها هم غریب نبود زیرا این مردم بارها همتشان را به رخ کشیده‌اند. تحسین خداوند نثارشان باد.

مهدی افضل
آذرماه ۱۳۹۰

سینا صمیمی 90/09/07  نظر بدهید!

مقاله : قبل از انکه دیر شود...

مقاله از : سایت خبر گزاری (اقای سعید مالکی)


هان ای دل عبرت بین از دیده عبر کن هان
ایوان مداین را آیینه‌ی عبرت دان

وز دیده دوم دجله بر خاک مداین ران...
یک ره ز ره دجله منزل به مداین کن
نمی‌دانم وقتی خاقانی بر خرابه‌های مداین نشست و با سوز دل این قصیده‌ی غرا و پر سوز و گداز را سرود چه حسی داشت آیا تنها یک حسرت بر گذشته‌ی پر افتخار در او موج می‌زد یا حس دیگری هم در تخیل او سیلان داشت درست نمی‌دانم اما خوب می‌دانم که خاقانی در شمالی‌ترین شهر ایران آن روز زاده شده بود و تنها حسی که در او نبود مویه بر زادگاه ویران شده بود که نداشت چرا که مداین در جنوبی‌ترین نقطه این سرزمین بود وزادگاهش شروان در شمالی‌ترین اما توانست دجله دجله بر آن خاک بگرید...
و من دیده‌ام روستاهایی کویری را که به مرور زمان خالی از سکنه شده‌اند و خانه‌ها ویران گشته‌اند و ریگ روان تا بام خانه‌های ویرانشان را پس گرفته و فراموش شده‌اند و اینک اگر گهگاهی مسافری ره گم کرده گذارش بر آن‌ها می‌افتد تنها دقایقی چند تأمل می‌کند و بی که اشکی بریزد از آن می‌گذرد و زادگاه من گاهی در تصورم چنین سرنوشتی را تجربه می‌کند.
امروز به این دلخوشم که سالی چند صباح، سری به آن بزنم و به بهانه‌ی یادی از گذشته، ایام نوروز یا عاشورا یا برات را در آن بگذرانم و بچه‌ها و نوه‌هایم را برای گذران تعطیلات به آنجا ببرم و گاهی هم در شب‌نشینی‌هایی که این ایام، با مسافرانی چون من، شلوغی و جمعیت گذشته را به یاد می‌آورد، از شکوفاییش که دیگر نیست یادی کنم و سخن بگویم و در پایان تعطیلات دوباره او را تنها بگذارم و بروم تا نوروزی دیگر یا چند روزی به بهانه‌ای دیگر سری به خانه‌ی پدری بزنم و خاک‌های بادآورده‌اش را بروبم و باز هم چند روزی خود را با خاطرات کودکی سرگرم کنم و هرگز به خود اجازه ندهم که به این صرافت بیفتم که زادگاهم چوپانان که به آن عشق می‌ورزم و کباده‌ی دوستی و عشق او را می‌کشم و دغدغه‌اش مرا می‌آزارد در سرازیری همان سرنوشتی است که مداین داشت تا بهانه‌ای باشد برای گریه‌های خاقانی و مضمونی شود برای یک قصیده جاویدان، تازه مداین شهری بزرگ بود که عرب مدینه‌هایش می‌نامید و زادگاه من روستایی کوچک، که نزدیک است من هم او را فراموش کنم. وقتی گردش روزگار شهری بدان آبادانی را چنان کرد که تنها خرابه‌ای از قصری با شکوه از آن بماند زادگاه کوچک من چه چشم‌داشتی از روزگار و من بی‌وفا می‌تواند داشت وقتی سران و صاحبان و سردمداران مداین از آن گریختند او هم تنها راهی که داشت ویرانی بود که به خوبی از پس آن بر آمد.
و حالا من هم به بهانه‌های گوناگون: کار و حرفه ، تحصیل فرزندان، آب و هوا، سرگرمی و... به همان راهی می‌روم که دوست داران مداین رفتند. چوپانان را برای همان چند روز در سال می‌خواهم، غافل از آن که اگر به خود نیایم در آینده‌ای نه چندان دور اگر خوش شانس باشد تنها پمپ بنزینی و قهوه‌خانه‌ای در کنار راه ترانزیتی کشور می‌شود که فقط مسافری تشنه و خسته و بی‌سوخت مانده توقفی کوتاه در آن خواهد داشت.
نه من خیال ندارم به چوپانان بروم و سرمایه‌گذاری کنم و کار و حرفه تولید کنم تا عده‌ای به بهانه‌ی نان در آوردن در آنجا سکنا گزینند. خیال ندارم برای گذران دوران بازنشستگی دور از جنجال شهرهای آلوده بدان پناه آرم . در این فکر نیستم که برای بازگشت به خاطرات کودکی در آن بمانم نه انگار هیچ یک از این‌ها را در سر ندارم اما به گمانم چوپانان، زادگاه عزیزم را برای روزهایی که از زمین و زمان به تنگ می‌آیم و در به در به دنبال گریزگاهی می‌گردم و بچه‌ها و نوه‌هایم هم به خاطر همان سالی چند روز دل بدان بسته‌اند می‌خواهم.
اگر همه‌ی آنچه را که گفتم نمی‌خواهم یا نمی‌توانم بکنم یک کار کوچک از من بر می‌آید ، آری از من برمی‌آید که در فصل انارهای خندانش و در اعتدال هوای پاییزی نه گرم و نه سردش که شباهتی به همان هوای دوست داشتنی نوروزش دارد یک مسافرت کوتاه به آن داشته باشم، یک مسافرت کوتاه کوتاه، یک روز، آن هم در روز سرشماری، به زادگاه عزیزم بروم تا در همان جا که باید و شاید و بایسته و شایسته است سرشماری شوم. و این کار کوچک می‌تواند گامی بزرگ باشد در راه احیاء چوپانان که در آرزوی من است و این کار کوچک شایسته ترین است چرا که من از این خاکم و در این خاک زاده شدم و باید در این خاک سرشماری شوم و باید در این خاک بمیرم.
چرا وقتی وصیت می‌کنم پس از مرگ مرا در چوپانان دفن کنند امروز که زنده‌ام گامی کوچک در راه آبادانی آرامگاه ابدیم بر ندارم؟ نه کوتاهی نمی‌کنم و به همه ثابت می‌کنم چوپانان زنده و پرجمعیت است و ما در هر کجا که باشیم دلمان در چوپانان است و چوپانانی هستیم...

بر دیده‌ی من خندی کاینجا ز چه می‌گرید
گریند بر آن دیده کاینجا نشود گریان

سینا صمیمی 90/07/25  نظر بدهید!

جلسه هماهنگی با مسئولین شوراهای روستا

 شبکه بهداشت و درمان شهرستان نائین

اولین جلسه هماهنگی شبکه با مسئولین شوراهای روستا و دهیاری ها جهت اجرای طرحهای عمرانی(تعمیرات اساسی خانه های بهداشت و اختصاص تجهیزات پزشکی و اداری مورد نیاز) روز دوشنبه مورخ 18/7/90 پس از نماز جماعت مغرب و عشا در خانه بهداشت روستای مزرعه امام با حضور جناب آقای دکتر شریفی مدیریت محترم شبکه ،معاونت محترم بهداشتی ، امور عمومی ، روابط عمومی ،خیرین و مسئولین شورا برگزار گردید.در این جلسه مقرر شد شورا و دهیاری روستا در خصوص اطلاع رسانی جهت جذب مشارکتهای مردمی اقدامات لازم را بعمل آورند همچنین امام جماعت محترم روستا نیز موضوع را جهت نمازگزاران و اهالی محترم تشریح نمایند . همچنین مقرر شد شبکه بهداشت مصالح مورد نیاز را در اسرع وقت به خانه بهداشت منتقل نموده و در خصوص اجرای طرح امور عمومی و ساختمان شبکه پیگیریهای لازم را بعمل آورند.

 


 

سینا صمیمی 90/07/21  نظر بدهید!

اسامي پذيرفته شدگان سرشماري عمومي نفوس و مسكن شهرستان خوروبيابانك

خبر از: خور 2 نیوز

اسامي پذيرفته شدگان جهت همكاري در طرح سرشماري عمومي نفوس و مسكن شهرستان خوروبيابانك اعلام شد



ردیفنامنام خانواودگینام پدر
1یوسفزرگرخدابخش
2علیرضامقیمیعلی
3محمد صادقآخوندعباسعلی
4سید محمد رضاموسویسید اسماعیل
5سید محمدموسویسید مهدی
6احسانزرگرعلی اکبر
7سجادفیروزیتیمور
8مجیدشیبانیمحمد
9محمدایزدیعلی
10علی اصغرابرجیمصطفی قلی
11سمیهزرگرخدابخش
12منصورهزرگرعباسعلی
13فاطمهیغماییمحمد
14مرضیهکمالعباسقلی
15مصطفیصفارعبدالحسین
16زهرافیروزیاحمد
17حسینایزدیعلی
18بهنامحیدریمحمد
19عباساسلامیعلی اکبر
20سید رضاسیدیسید حسین
21عباسرحمانیرمضانعلی
22جعفراسلامیمحمد حسین
23فاطمهنبیعبد الله
24محسنحلوانیقلی
25رضااسلامیعلی اکبر
26محمد ساعداقبالمحمد حسن
27حسنسعادتمحمد

سینا صمیمی 90/07/13  نظر بدهید!

مقاله مهندسی قنات چوپانان در نائین پژوه

نایین پژوه دات کام

مقاله مهندسی قنات چوپانان نوشته آقای ابوالقاسم مستقیمی را در سایت نائین پژوه (نخستین سایت پژوهشی درباره شهرستان نائین)

مشاهده مقاله در سایت نائین پژوه

سینا صمیمی 90/06/24  نظر بدهید!

کلیپ سیل در رودخانه رود قاضی

ویدیو کوتاه از سیل در رودخانه رو د قاضی 17 فروردین 1390

 دانلود

سینا صمیمی 90/01/22  نظر بدهید!

آثار باستانی چوپانان در آستانه تخریب

برجکهای بادشکن چوپانان

ازقدیمی ترین آثار بجا مانده از بدو تاریخ چوپانان برجکهای بادشکن هستند که هنوز پابرجا وتاریخ بیش از یک قرن چوپانان را یدک میکشند ودر ابتدای ورودی به روستا چشم هربیننده تازه وارد رابه خود خیره میسازند.این موضوع برای من وشمای چوپانانی بدلیل اینکه در این منظره اشباع شده ایم وکرارا دیده ایم شاید جلب توجه نکند اما برای مسافران راهی بسیار جالب توجه است بخصوص با منظره کوه انبار وامامزاده که در پشت آن قرار گرفته و نوع وخاک وسنگ ان سرخ است زمین وابادی ابیانه در کاشان که قدمت چند هزار ساله را داردرا تداعی می کند.این را از مسافران تازه وارد شنیده ام که گفتند وازگردشگرانی همچون مدرسان معماری در تهران که چندی پیش  مخصوصا از تهران برای دیدن چوپانان امده بودند شنیده ام.

به هر صورت این بناهای تنها مانده از دوران این دیار به فراموشی سپرده شدند و درآستانه تخریب قرار گرفتند بطوریکه از کمرگاه انان بر اثر فرسایش باریکتر شده و شاید اگر به انها رسیدگی نشود یکی دو سالی بیشتر دوام نیاورند.

قابل توجه مسئولین ودست اندر کاران :بویژه اعضاء شورای چوپانان ،دهداری چوپانان

فراموش نکنید شما منتخب مردم هستید ومردم به شما رای داده اند که در موارد این چنینی بی تفاوت نباشید وبرای ابادانی روستا کار وتلاش کنید نه اینکه فقط بظاهر عضو شورا باشید!!

هر گونه تخریب اثار وبقایای تاریخی چوپانان وعدم رسیدگی به ان را مردم از چشم شورا ودهداری میبینند.وبی تفاوتی وبی توجهی ظلم بزرگی به حق ایندگان این دیار میشود که یک مصیبت است وغیر قابل جبران!!

بامید اینکه بهر شکلی به گوش مسئولین مربوطه ،فرمانداری نایین، بخشداری انارک ،سازمان گردشگری برسد وکمی به خود بیایند.

سینا صمیمی 90/01/15  نظر بدهید!

آیین چهارشنبه سوری در چوپانان

مردم چوپانان همچون دیگر مناطق ایران در غروب سه شنبه شب این مراسم را برگزار می کنند.

رسم قدیمی اینگونه بود که معمولا مادر خانواده غروب بر بالای بام خانه میرفت درست در سردرگاه خانه کمی اتش میکرد با برگ درخت خرما ویک کاسه سفالی هم از آب پرمیکرد وهنگام غروب که میشد آتش را برمی افروخت وبا دعایی که برای اهل خانه میکرد همزمان آتش وآب  رابا کاسه سفالین از بالای پشت بام به جلو درب خانه می انداخت  وبقول خودشان آتش خشم وکینه و بلا را از خانه خود دور میساختند.وبا اتشی که بجا میماند اهل خانه از روی ان می پریدند وبا خود  به آتش میگفتند :

زردی من از تو       سرخی تو از من

*امروزه در ایران متاسفانه شب چهارشنبه سوری را بسیار پرمخاطره برگزار میکنند بطوریکه بسیاری از مردم بر اثر سوختگیهای ناشی از اتش بازی بچه ها، راهی بیمارستان ها می شوندودر کوچه وخیابان بعضی از افراد مزاحمت ایجاد میکنند و بعضی خانواده ها عید خود را با خاطرات تلخ پشت سر میگذارند که بهتر است این روز را (چهارشنبه سوزی) بنامند.!! اما در چوپانان به اینگونه نیست وانشاله که همیشه با شادی همراه باشد.!!



سینا صمیمی 89/12/24  نظر بدهید!

جشن چهارشنبه سوری

جشن چهارشنبه سوری به همراه ديگر آيين آن با گوناگوني و زیبایي بسيار و آواز و ترانه های شادی بخش و بزم و پایکوبی در همه‌ی شهرهای  ايران بزرگ برگزار می‌شود.

 

ريشه واژه:

 

چهار شنبه سوری از دو واژه "چهارشنبه" پايان سال و واژه "سوری" كه همان "سوريك" پهلوي و به مانی (معنی) سرخ است ساخته شده است و روي هم رفته به مانی چهارشنبه‌ سرخ است.

 

پيشينه و سرچشمه:

 

به باور نيكان ما يا زرتشتيان، در پنج روز مانده به پايان سال فروهر مردگان براي سركشي بازماندگان خود به زمين فرود می آيند و در پايان شب سال كه پايان جشن گاهان بارهمسپهمديم است، بر روي بام رفته و فانوسی به لبه بام خود می گذاشتند كه تا بامداد روشن است. سپيده دم بر روی بام می رفتند و آتش افروزی آغاز مي شد كه با نوای اوستا در هم مي آميخت. اين آيين با دميدن نخستين رخش خور پايان می پذيرفت و نوروز آغاز می شد. گويا آيين آتش افروزی شب جشن چهارشنبه سوری از آتش افروزی زرتشتيان يا ايرانيان باستان در شب پايان سال سرچشمه گرفته شده است پَن (ولی) آيين آن با آيين شب پايان سال بسيار ديگرگون است.

سینا صمیمی 89/12/23  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

نامناسب بود اسفالت جاده اردکان _چوپانان

نامناسب بودن اسفالت کریدور شمال-جنوب کشورمان(محور اردکان - چوپانان)


محور اردکان-چوپانان یکی از محورهای مواصلاتی جنوب به شمال است بدین معنی که با این کریدور خلیج

 همیشه فارس رابه دریای خزرمتصل میکند.اما با عنایت به سیاستهای دولت محترم مبنی بر توجه ویژه به

 مناطق محروم ایا به این محور توجه ویژه شده یا خیر؟

همانطور که در عکس می بینید بیش از 40کیلومتر این محورمهم دروسط جاده اسفالت چاله هایی همیشه

 ایجاد شده که انگارسالها توجهی به ان نشده،گاها دیده شده که برای پرکردن این چاله ها ولکه گیری از

 ماشینهایی استفاده شده که کارگران همینطور که کمپرسی حامل اسفالت در حال حرکت است بابیل از بالای

 ان اسفالتها را به بروی باصطلاح لکه ها می ریزند وبامید انکه ماشینهای عبوری بجای غلطک از روی ان

 عبور کرده وانرا پهن کنند که نتیجه اش ان می شود که گوشه ای از ان را در عکس می بینید!! وعمر

 اینگونه لکه گیری ها بیش از 10 روز هم نمی شود زیرا کامیونهای سنگین زیاد در این محور تردد میکنند

 واین اسفالتهای به ظاهر قیر اندود راسریع از چاله های ایجاد شده به بیرون می پاشند.شاید دست اندر کاران

 این تفکر رادارند که..از این جاده که هیچ مسئول دولتی که گذر نمی کنه که کیفیت این جاده راببینه پس اینقدر

 دقت هم لازم نیستش.

بالاخره دنیا سوال تو ذهنها پیش میاد.بلکه روزی بیاد که شعارها به عمل تحقق پیدا کنه .امین یا رب العالمین

 ما منتظریم!!

        

سینا صمیمی 89/12/19  نظر بدهید!

داروخانه پروردگار


هویج حلقه شده شبیه چشم انسان است. مردمک و عنبیه و خط نوری که به چشم میرسد درست مانند چشم انسان میباشد. تحقیقات نشان میدهد که مصرف هویج باعث افزایش جریان خون در عملکرد چشم میشود.

   

وقتی گوجه فرنگی رو از وسط دو نیم میکنید چهار تا خونه میبینید که قرمزه و دقیقا مثل قلب هستش که اون هم قرمزه و چهار تا بخش مجزا داره. تحقیقات نشون داده که گوجه فرنگی خون رو تصفیه میکنه.

 

 حبه های انگور روی خوشه شبیه قلب هستش و هر دونه اون شبیه سلولهای خونی. امروزه تحقیقات نشون داده که انگور برای حیات قلب بسیار مفیده.

  مغز گردو شبیه مغز انسان هستش. نیم کره راست و نیم کره چپ. قسمت بالای مغز و پایین مغز. حتی چین خوردگی های و پیچیدگی های اون هم شبیه نئو کورتکس میباشد. در حال حاضر میدانیم که گردو ۳۶مرتبه نورونهای پیام رسان به مغز را گسترش میدهد.

 تا حالا به لوبیا قرمز دقت کردین؟ درسته... شبیه کلیه انسان هستش. تحقیقات نشون داده که لوبیا قرمز در بهبود عملکرد کلیه نقش بسزایی داره.

 

ساقه کرفس شبیه به استخوان است و این نوع از سبزیجات در استحکام استخوان بسیار موثر میباشد. استخوانها تشکیل شده از ۲۳٪ سدیم و کرقس هم ۲۳٪ سدیم داره. چنانچه در رژیم غذایی شما سدیم وجود نداره کرفس میتونه این کمبود رو جبران کنه.

   

آوکادو و گلابی و بادمجان برای سلامت سرویکس و رحم در خانمها بسیار موثر میباشد. امروزه تحقیقات نشان میدهد که اگر خانمها در هفته یک عدد آوکادو مصرف نمایند هورمونهای آنها متعادل میشود و از بروز سرطان رحم جلوگیری میکند. جالبه که بدونید ۹ ماه از شکوفه کردن آوکادو تا رسیدن میوه آن طول میکشه.

 

سینا صمیمی 89/11/22  نظر بدهید!

بخور اکالیپتوس ؛ ضد عفونی کننده ی خانه تان

به گفته ی متخصصان طب گیاهی، اسانس اکالیپتوس دارای خاصیت ضد میکروبی مناسبی در مقابل برخی از باکتری ‌ها است و در حالت کلی اثرات ضد میکروبی این گیاه بیشتر روی باکتری‌ های گرم مثبت است.

بخور اکالیپتوس در ضد عفونی کردن مجاری تنفسی مفید است و از بخور برگ‌ های اکالیپتوس می‌ توان برای درمان التهاب غشاء مخاطی و ضدعفونی کردن مجاری تنفسی استفاده کرد.

برگ اکالیپتوس همچنین خلط ‌آور، کاهنده قند خون و دافع انگل است.

اکالیپتوس در برونشیت‌ های ساده یا عفونی که با خروج خلط فراوان همراه است، نتیجه ی مطلوبی دارد. همچنین وجود دو خاصیت توام قابض و ضد ‌میکروبی در اکالیپتوس، باعث شده که در بیماری‌ های مختلف مجاری ادرار از آن استفاده شود.

این گیاه برای درمان التهاب سینه، ریه‌ ها، بینی و گلو استفاده می ‌شود و می‌ تواند برخی از گونه‌ های باکتری و همچنین برخی از انواع قارچ‌ ها را از بین ببرد.

بخور اکالیپتوس برای کاهش سردردهای سینوزیتی

اکالیپتوس یکی از گیاهان دارویی است که برای از بین بردن احتقان استفاده می ‌شود.

گیاه دارویی اکالیپتوس باز کننده ی بینی است و برای کسانی که دچار سینوزیت هستند می ‌تواند کمک کننده باشد. البته اکالیپتوس، ماده ی درمان کننده ی سینوزیت نیست و می ‌تواند سردردهای ناشی از سینوزیت را کاهش دهد.

اکالیپتوس موجب کاهش میکروب‌ ها در سینوس‌ ها می‌ شود و در سال ‌های اخیر از اکالیپتوس در آدامس و آبنبات استفاده می ‌شود که می ‌تواند تأثیرات مناسبی را برای بدن داشته باشد.

خوشبختانه این گیاه دارویی در چوپانان فراوان است.

 

سینا صمیمی 89/11/22  نظر بدهید!

عصر یک روز جمعه

 

 عصر یک روز جمعه!!!

 

بعد از ظهر جمعه است ومثل همیشه دلگیر وآزار دهنده.فردا شنبه است وباید به مدرسه برویم نظافت ها هم توسط مدیر دیده می شود. نگاهی به پشت دستمان می کنیم چه کثیف هستند باید به حمام رفت .لباس ها را لای بقچه ای پیچیده وداخل سبد قرمز رنگی نهاده وبه اتفاق چندتا از دوستان به طرف حمام عمومی حرکت می کنیم...

روی ادامه مطلب کلیک کنید.

سینا صمیمی 89/09/09  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

عصر یک روز جمعه


بعد از ظهر جمعه است ومثل همیشه دلگیر وآزار دهنده.فردا شنبه است وباید به مدرسه برویم نظافت ها هم توسط مدیر دیده می شود. نگاهی به پشت دستمان می کنیم چه کثیف هستند باید به حمام رفت .لباس ها را لای بقچه ای پیچیده وداخل سبد قرمز رنگی نهاده وبه اتفاق چندتا از دوستان به طرف حمام عمومی حرکت می کنیم.

مرحوم سلمان همایونی دم درب ورودی موی سر یکی از بچه ها را با ماشین دستی کوتاه می کند. وارد رختکن حمام می شویم وای چه شلوغه! جمعه هر هفته حموم شلوغه . آخه فردا شنبه است .باورکنید جای سوزن انداختن نیست.چند نفر از گرم خانه بیرون می آیند ولباس می پوشند و بیرون می روند. ما هم گوشه ای از حمام لباس خود را می کنیم وارد گرم خانه می شویم، بخار آب تمام فضای حمام را فرا گرفته است. تون حمام از دیشب تا حالا روشنه و صبح تا حالا افراد زیادی به حمام آمده اند.بیشتر افراد حاضر در حمام دانش آموزان هستند.عده ای دست وپایشان را کیسه می کشند،یک نفر پشت دوستش را کیسه می کشد و یک نفر در پایین دست حمام دوستش را مشت ومال می دهد و دیگری جلوی آینه ریش وسبیلش را تیغ می زند.

زیر دوش آب می رویم تا به قول قدیمی ها بخیسیم،گوشه ای از گرم خانه حمام می نشینیم و کیسه زمخت حمام را آغشته به سفیداب کرده وبه دست و بدن خود کشیده تا تمیز شوند به خصوص حساسیت بیشتری نسبت به پشت دستمان نشان می دهیم وبقیه بدن را گربه شوی می کنیم و از گرم‌خانه بیرون می آییم. دم درحوضچه کوچکی قرار دارد پای خود را زیرآب سرد می بریم بدون دانستن علت آن وبه سرعت به طرف بقچه لباس ها می رویم ،قطیفه را بیرون آورده خود را خشک می کنیم ،لباس می پوشیم ، دو تومان هم به سلمان می دهیم و بیرون می آییم .

آری این بود سرگذشت یک عصر جمعه‌ی ما، غافل از اینکه چه زحمت هایی که برای ساخت این حمام کشیده شده است.الان همه خانه ها حمام دارند و دیگرکسی به حمام عمومی نمی رود وبرای همین درحمام را بسته‌اند،حمامی که یکی از میراث فرهنگی روستایمان است رو به فراموشی سپرده شده است و همین امر باعث تخریب تدریجی حمام می شود . باید به بهانه ای حمام را باز نگه داشت تا مثل همیشه مردم از آن استفاده کنند. حالا نه به عنوان حمام بلکه به عنوان یک موزه .مگر حمام وکیل ،حمام گنجعلی خان،حمام فین کاشان وتازگی هم حمام انارک تبدیل به موزه نشده اند؟

شاید اکثر شما به حمام گنجعلی خان کرمان رفته باشید و حمام آن جا را با آن مجسمه های سنگی زیبا دیده باشید چه اشکالی دارد چنین موزه ای با نام یک حمام در روستای ما باشد تصورش را بکنید مجسمه ای به عنوان حمامی که دم درب روی سکو نشسته،مجسمه ی فردی که استحمامش تمام شده وبا بقچه ای به زیر بغل آماده بیرون آمدن از حمام است،مجسمه فردی که در حالی که لنگی به دور کمر بسته ودر حال وارد شدن به گرم‌خانه است،مجسمه ای که درون گرم‌خانه روی سکو نماز می گزارد،مجسمه هایی که درحال نشان دادن کیسه کشیدن و مشت ومال هستند.وای چه زیبا می شود دقیقا مثل همون قدیم .

من از مسئولین روستا خواهش می کنم با همکاری سازمان میراث فرهنگی وشاید با کمک گرفتن از معدنداران منطقه وکمک خود مردم این کار را حتما انجام دهند  که خود می تواند  هم باعث رونق صنعت گردشگری در چوپانان باشد وهم از تخریب تدریجی حمام جلوگیری کند. آیا می شود!

 

 

 

 

 

 

سینا صمیمی 89/08/20  نظر بدهید!

چوپانان نگاهی به گذشته قسمت دوم

حال باید به فکر سرپناهی بود تا از هجوم دزدان در امان بود شورا تشکیل می شود(باید توضیح داد که مالکین برای رسیدگی به مشکلات و بهبود اوضاع چوپانان جلساتی را هر چند وقت یک بار به طور گردشی در خانه یکی برگزار می کردند و پس از مطرح کردن مشکل برای فائق آمدن بر ان مشکلات با استفاده از شعور و فهم جمعی راهکار ارائه می دادند.) احداث یک قلعه در چوپانان به تصویب می رسد.معماران مجرب دوباره فرا خوانده می شوند ونقشه و طرح فراهم می گردد. کارگران شروع به مالیدن خشت می کنند و معماران وکارگران دست به کار ساختمان قلعه می شوند و قلعه ای زیبا با باروهای بلند و چها برج دیده‌بانی در دو طبقه  واتاق اتاق ودارای مسجدی کوچک ساخته می شودومالکین در طبقه‌ بالاو رعیت ها وکارگران در طبقه پایین این قلعه سکنی می گزینند.

حالا کشت وکار و زراعت و دامپروری کمی رونق گرفته است .زمینی که تا دیروز دقی خشک و رسوبات سیلاب بوده اکنون به دشتی سرسبز تبدیل شده است درختان نخل کاشته میشوند درختان توت در طرف خیابان دشت جلوه‌ای زیبا به این مکان بخشیده است.

دالان دار قلعه موظف به کنترل عبور و مرور افراد به درون قلعه و بستن  در چوبی بزرگ قلعه  در هنگام غروب بود ودیگر هیچ رفت و آمدی به قلعه صورت نمی گیرد.اما مسافرانی که شب می رسیدند چه کنند ؟ شب های تابستان را می توانستند تحمل کنند اما سوز سرمای زمستان کویر را چه کنند؟ از طرفی دیگر  در تاریکی شب نمی توان به همه اعتماد کرد و در قلعه را بر روی هر کسی گشود چه بسا راهزنی باشند ونیمه شب در قلعه به روی راهزنان گشوده شود.دوباره شورای مالکین تشکیل میشود این افراد که افرادی سفر کرده و با تجربه بودند احداث غریبخانه (هتل امروزی) خارج از قلعه را به تصویب می رسانند.غریبخانه به دو هدف تاسیس می گردد1-مکانی برای استراحت مسافرین گذرا2 -سکنی گزیدن موقت برا ی افرادی که قصد اقامت در چوپانان را داشتند و مالکین باید بعد از تحقیق و تفحص مجوز اقامت می دادند.

جندقی‌ها که از احداث قنات چوپانان نگران شده‌اند بارها دست به تخریب و پرکردن چاه‌های قنات می‌زنند وقتی راه به جایی نمی‌برند دست به دامن حاج مشیرالملک می‌زنند و سعی می کنند به او القا کنند که قنات چوپانان قنات عباس‌آباد را که در مالکیت حاج مشیرالملک است خواهد خشکاند و حاج مشیر هم بررسی این مهم را به میرزا علی‌محمد نجفیان که پیشکار او در عباس‌آباد است واگذار می کند و میرزا هم با مالکین چوپانان وارد مذاکره شده و از آنجا که مالکین همولایتی‌ها و بعضاً اقوام او هستند به راهکاری می‌رسند که حاج مشیر را در مالکیت چوپانان سهیم کنند واین توافق به غایله خاتمه می دهد و حالا دیگر مالکین چوپانان یک حامی بزرگ در دستگاه دولتی دارند و در نتیجه مزاحمت جندقی‌ها به پایان می رسد

حالا دیگر جمعیت چوپانان رو به افزایش است ودیگر جایی برای افراد مهاجر تازه نیست .دوباره شورا با حضور معماران تشکیل می شود .پس از مطرح کردن مشکل ،تشکیل یک شهر زیبا با مهندسی کاملا به روز به تصویب می رسد،نقشه وطرح آماده می گردد و یکی از اولین خانه‌هایی که خارج از قلعه قدیمی در بافت جدید که خود یک ساختار قلعه بزرگتر را دارد ساخته می‌شود همین خانه شیخ مستقیمی است که هنوز پابرجاست.

زندگی تداوم می یابد.این بار بلایای طبیعی مقابل مالکین قد علم می کند  ومشکلی جدید به وجود می آورد.به  ناگاه ابری سیاه از طرف کوههای عباس آباد بالا می آید ،آسمان شروع به باریدن می کند سیل بزرگی به راه می فتد .سیل به نزدیکی قلعه می رسد ،قلعه خالی از سکنه می شود وپس از مدتی فقط ویرانه ای از قلعه باقی می ماند و قنات کور می شود. تنها قربانی این حادثه بیگم جان صدریه همسر دوم حاج محمدعلی رضان و مادر شیخ مستقیمی است که چون در زمان حادثه به علت شکستگی لگن خاصره زمین‌گیر بوده نمی‌تواند از حادثه بگریزد و در زیر آوار قلعه مدفون می‌شود و حتی جنازه‌اش هم پیدا نمی شود (استخوان‌های او سال‌ها بعد به هنگام احداث باغ میرزامهدی مستقیمی پسر بزرگش در محل خانه‌ی حاج محمدعی رمضان پیدا می‌شود که در گورستان چوپانان در کنار همسرش حاج محمدعلی دفن می‌گردد)  به هر حال سیل قلعه چوپانان را ویران می‌کند و همه اهالی در چند خانه‌ای که در ساختار جدید آماده بوده سکنی می‌گزینند.

آیا مالکین این بار تسلیم می شوند؟ آیا هدف والای خود را رها کنند؟نه عزم ان ها راسخ تر از ابن حرف‌هاست .با اینکه داراییشان رو به اتمام است. دوباره چرخ‌ها به کار می افتند  و مشکلات ناشی از سیل خانمان برانداز را برطرف می‌سازند واز طرفی دیگر معماران هم با کمک اهالی شروع به ساخت و ساز می کنند و روستا به شکل زیبایی ساخته می شود اما هنوز مشکلات فراوان است .چوپانان را هنوز نه مسجدی است ؛نه حمامی،نه غسالخانه ای ونه مدرسه ای (البته باید ذکر کرد که اولین مدرسه،مکتب خانه ای بود که محمدرضا مستقیمی معروف به ملا در آن به فراگیران  قرآن ،حساب کردن،ادبیات و خط شکسته نستعلیق آموزش می داده) این نیاز همه از محل انبار میانه که بودجه آن توسط مالکین بنا بر سهمشان از قنات در موسم خرمن تامین می‌شده است.طبق این قانون مالکین موظف بودند پس از برداشت محصول و پرداخت سهم رعیت ،از سهم خود با توجه به مقدار اب و املاکی که دارند (حاج محمد علی رمضان جد خاندان مستقیمی دو شبانه روز،حاج محمد علی فرزند محمدابراهیم جد خاندان عمادی  دو شبانه روز،مشیرالملک دو شبانه روز که بعدا به خاندان طباطبایی و .برادران می فروشد،حاج محمد جد خاندان  زاهدی یک شبانه روز،حاج محمد امینی یک شبانه روز،محمد حاج عبدا.... جد خاندان بقایی یک شبانه روز حاج مهدی و حسن یاور که هر دو از فرزندان حاج عبدالله و برادران محمد حاج عبدالله هستند از ابتدا مالک نبودند و بعداً هر کدام یک شبانه روز مالک می‌شوند که جمعا ده روز بوده است و هنوز هم بر همین مدار است ) در اختیار این انبار قرار دهند تا در کارهای عام المنفعه صرف گردد وحسابداری نیز برای نظارت بر حساب وکتاب انبار انتخاب می شود که معمولاً همان کدخدا بوده است. ساخت مسجد آغاز می شود ومرحوم سید ریاض به عنوان اولین روحانی مسجد لقب می گیرد. ساخت حمام در دستور کار قرار می گیردابتدا حمامی به صورت خزینه ساخته می شود و مرحوم لطفعلی کلانتری پدر آقای حاج فریدون اولین حمامی روستا می شود (حمام دوبار تجدید ساخت می شود). آسیاب آبی که از همان ابتدای کار با یک تغییر در مسیر قنات ساخته می‌شود که بعدها در خیابان اصلی درست جلوی خانه‌ی آقای مالکی و نبش کوچه جواد بود و اولین متصدی آن هم علی آسیابان بوده وغسالخانه (غسالخانه اولیه به صورت دو پل بزرگ روی جوی آب ابتدای خیابان دشت ،قرار داشت و اطراف آن را چادری می زدند ومیت را غسل می دادند) سال‌ها بعد غسالخانه در ابتدای خیابان ورودی چوپانان سمت چپ ساخته می‌شود که هنوز پابرجاست.

ژاندارم‌ها که حالا دولت به آن‌ها لباس فرم داده بود در خانه مرحوم شیر محمد ابنی به عنوان پاسگاه مستقر می شوند و مرحوم محمد اصغر پاسیار به عنوان اولین فرمانده پاسگاه منصوب می شود.

مرحوم شیخ عامل پخش قند وشکر می شود.میرزا مهدی مستقیمی به عنوان اولین دفتر رئیس پست چوپانان منصوب می گردد.محمد علی بقایی که اولین کامیون را به چوپانان آورده بود رانندگی را به حسین رضا ،جمشید عوض و حاج اسفندیار تعلیم می دهد و کم کم این افراد شغل پرزحمت رانندگی را انتخاب می کنند و خود کامیوندار می شوند و خاندان گرگریها( کلانتری) تبدیل به بزرگترین کامیونداران منطقه می شوند.کسبه دیگری هم از خور ونائین و .. به چوپانان می آیند و شروع به خدمت رسانی به مردم می کنند.

اما فکر جالب دیگری که به فکر مالکین میرسد از آنجایی که تمامی مالکین افرادی سفر کرده بودند وجاهای بسیار زیادی را دیده بودند تصمیم گرفتند قطعه زمینی را برای ساختن باغی در نظر بگیرند تا عموم مردم بتوانند از ان استفاده کنند واب پس از گردش در این باغ  ومشروب کردن زمینهای این باغ به طرف زمین های مزروعی برود. آری این همان باغ ملی بود .باغ ملی چه نام زیبایی !باغ ملی شاید اگر احداث می شد همانند باغ فین وباغ ارم در شهر خود می درخشید  اما احداث باغ ملی هیچگاه محقق نشد حصار کشی شد ولی هرگز باغ نشد.

در چند کیلومتری چوپانان دو دق دیگر هم بود که مالکین تصمیم گرفتند آنجاها را هم آباد کنند .دوباره چرخ‌ها شروع  به چرخیدن کردند و با مشکلات فراوان آب حجت آباد رو می اید وکشت وکار در  آنجا هم  شکل می گیرد نوبت به دق سوم می رسد اینجاست که اختلافی بین مالکین بوجود می آید و چند نفر از مالکین دیگر حاضر به سرمایه گذاری نیستند وبه حالت قهر کنار می کشند. اما دیگر مالکین بر عزم خود استوارند مقنیان و کارگران دوباره دست به کار می شوند تا آب این قنات هم رو می‌آید و هنگام رو آمدن آب دق سوم مالکینی که قهر کرده بودند با مالکین دق سوم آشتی می کنند  ومالکین هم به میمنت این روز نام روستا را آشتیان نهادند .واقعا چه بی کینه وچه سخاوتمند و بزرگوار بودند.

صحبت از اختلاف شد.آری بعضی مواقع بین مالکین ،مالک با رعیت ویا  رعیت با رعیت اختلاف پیش می آمد .دراین مواقع چه باید کرد ؟این اختلافات معمولاً در جلسات مالکین که اغلب در کنار خیابان و بر لب جوی آب برگزار می‌شد حل و فصل می‌گردید.

 چوپانان با گذشت زمان و ساختن خانه های جدید با باد گیرهای زیبا و برج های پنج قلو  ورشد کردن درختان توت و نارون در دو طرف خیابان اصلی  و خیابان دشت و باغ های سیز وبا طروات چهر ه ای زیبا تر به خود می گیرد وتبدیل به نگینی در دل کویر می شود.

محدوده چوپانان نیز توسط سنگ چین مشخص می گردد. موج موج جمعیت است که به چوپانان سرازیر می شوند زیرا کار فراوان بود و می توانستند برای خود وخانواده اشان امرار معاش کنند.مالکین هم با فروختن زمین به این افراد هم برای خود سودی جمع می کردند و هم سهمی را به عمران واباذانی روستا اختصاص  می دادند.

نسل اول ودوم مالکین کم کم دارفانی را وداع می گویید و نسل سوم هم برای ادامه تحصیل و یا اختیار کردن شغل جدید به شهرهای دیگر مهاجرت می کنند و یادگاری بسیار زیبا در دل کویربه ارث می گذارند وباید آفرین گفت به این همت والایشان  وچه بی ریا وبی غل وغش چه با صفا بودند بودند

در این زمان همراه می‌شویم با انقلاب اسلامی در ایران که اثرات آن به چوپانان هم می‌رسد در کشاکش اوایل انقلاب ظاهراً مالکین نسل سوم مورد بی‌مهری بعضی قرار می‌گیرند و به حاشیه رانده می‌شوند ولی با آنکه از زادگاه خود دور می‌افتند و با آنکه می توانستند با فروش املاک خود در چوپانان وآشتیان خانه ای در بهترین نقطه اصفهان و شهرهای دیگر بخرند این کار را نکردند تا بهانه ای باشد که سالی یکی،دو باربه چوپانان بیایند وسری هم به خانه پدری بزنند. با گذشت زمان باغ های سر سبز دیروز تبدیل به چهار دیواری و محل نگهداری احشام می شود زمین های مزروعی دیگر آن طراوت سابق را ندارد ،دیگر از فکر جمعی برای اداره روستا خبری نیست .فقط باید حسرت خورد وحسرت و حسرت.

آری من افتخار می کنم به ابا و اجدادم وهمچنین افتخار می کنم به تمامی ابا و اجداد چوپانانی ها که این همه سختی و زحمت را متحمل شدند.کاشتند و ما خوردیم در قبال ما چه کردیم؟ ما غافل شدیم از اجدادمان،ما غافل شدیم از میراث فرهنگی دیارمان وبه هیچ کدام از آن ها اعتنایی نکردیم برج‌ها خراب شدند،بادگیرها در حال خراب شدن هستند،بازسازی و مرمت خانه ها به روش سنتی انجام نمی گیرد؛

آری حالا نوبت ماست باید از جایی شروع شود و جرقه ای خورده شود تا بتوانیم چوپانان را به روزهای اوجش برسانیم. متاسفانه تفرقه  وفاصله،توهین به همدیگر بخل ورزی وحسادت بین مردم روستا زیاد شده است .بیایید کدورتها را کنار بگذاریم ویک بار هم شده منافع روستا را در نظر بگیریم وبا هم فکری هم، چوپانان را به روزهای اوجش برگردانیم.

 

سینا صمیمی 89/08/19  نظر بدهید!

چوپانان نگاهی به گذشته قسمت دوم

قسمت دوم

 

چوپانان نگاهی به گذشته

حال باید به فکر سرپناهی بود تا از هجوم دزدان در امان بود شورا تشکیل می شود(باید توضیح داد که مالکین برای رسیدگی به مشکلات و بهبود اوضاع چوپانان جلساتی را هر چند وقت یک بار به طور گردشی در خانه یکی برگزار می کردند و پس از مطرح کردن مشکل برای فائق آمدن بر ان مشکلات با استفاده از شعور و فهم جمعی راهکار ارائه می دادند.) احداث یک قلعه در چوپانان به تصویب می رسد.معماران مجرب دوباره فرا خوانده می شوند ونقشه و طرح فراهم می گردد. کارگران شروع به مالیدن خشت می کنند و معماران وکارگران دست به کار ساختمان قلعه می شوند و قلعه ای زیبا با باروهای بلند و چها برج دیده‌بانی در دو طبقه  واتاق ......

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

سینا صمیمی 89/08/18  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

یار دبستانی من


یار دبستانی من

 

  دیکته های کلاس اول در حیاط مدرسه ، جمع و منهای با انتقال ، حفظ جدول ضرب،مساحت مثلث و ذوزنقه ، تقسیم اعداد اعشاری ،نسبت وتناسب ، بازیهای هفت سنگ ، پشتک های زیبای هم کلاسیم شیرزاد فاتح ، پکیدن بخاری قطره ای کلاس چهارم ، شلاقهای معلمان،  خواندن محمد .....



بعد از مطالعه مطلب:  اگر نام شخصی را از قلم انداخته ام به بزرگواری خود ببخشد. لطفا اگر این مطلب را هر کدام از افراد فوق الذکر یا آشنایانشان می خوانند به دیگران هم اطلاع دهند ونظرات خود را برای برگزاری یک گردهمایی منعکس نمایند.

همراه:09139231059 

ایمیل:  choopanan1355@yahoo.com 


برای مشاهده کامل به ادامه مطلب بروید.

سینا صمیمی 89/08/16  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

چوپانان نگاهی به گذشته(قسمت اول)

کاروان حاج محمدعلی رمضان در دل کویر به پیش می‌رفت.تنها صدای زنگوله شتران وچهارپایان به گوش می رسید.کاروان به چاه چوپان ها نزدیک می شود،مدتی بعد حاج محمد علی دستور اتراق می دهد.کاروانیان....

سینا صمیمی 89/08/13  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

چوپانان نگاهی به گذشته(قسمت اول)

بار وبندیل را به زمین می نهند،از چاه چوپان ها آب کشیده تا هم خودگلویی تازه کنند وهم چهارپایان آب را دهند تا آن ها  را برای ادامه مسیر آماده کنند هم کمی استراحت کنند تا برای ادامه سفر نیروی لازم را داشته باشند.حاج محمد علی بعد از سروسامان دادن به کار کاروانیان کنار اقای همدانی یکی از 4 شیوخ جندقی‌ها که حالا نمازش را خوانده است می رود. جاج محمد علی احترام خاصی برای این روحانی قائل می باشد.آقای همدانی خطاب به حاج محمد علی می گوید :من دراین جا شهری آباد می بینم.حاج محمد علی حس عجیبی پیدا می کند خدایا چه می شنوم شهری آباد در دل این کویر سوزان حاج محمدعلی نگاهی به دوردست می اندازد دور تا دورش را کوههای کوتاه وبلند و جنگل های طاق وماسه بادی فرا گرفته است اما منطقه شیب ملایمی از طرف کوه عباس اباد دارد.موجی از افکار ذهن حاج محمد علی به خود مشغول می کند،خدایا  چه رازی پشت حرف‌های این روحانی است؟ آیا در دل این کویر آنقدر اب هست که بتوان شهری را آباد کرد؟

حاج محمدعلی رمضان(مستقیمی) سفر را به اتمام می رساند وبه موطنش انارک باز می گردد. جریان سفررا با چهار تن از همشهریانش به نام های محمد حاج عبدا...(بقایی)حاج محمد(زاهدی) محمد علی محمد ابراهیم (خاندان عمادی ) وحاج محمدباقر امینی در میان می گذارد..آیا بهتر نیست به جای ساربانی وشترداری به کشت و زراعت روی آوریم ؟ با این کار هم در کنار خانواده هستیم وهم از این جاد ه های ناامن در امان می‌مانیم.

چندین روز بحث آن‌ها به این موضوع پرداخته می شود ،موضوع را سبک  وسنگین می کنند معایب ومزایا و سختی ها را می سنجند و بالاخره همگی متفق القول تصمیم به کار بزرگ می گیرند ،قسمتی یا تمام مایملک خود در انارک را می فروشند وبا راهنمایی حاج محمد علی به طرف چاه چوپان ها حرکت می کنند.

.چه ریسک بزرگی ! چه حکمتی پشت این راز نهفته است؟ آیا سرمایه اشان را از دست نمی دهند؟چه کسی حاضر است دست به چنین ریسک بزرگی بزند؟خیر آن‌ها افرادی سفر کرده و گرم وسرد دنیا چشیده اند با هدفی بزرگ دست به اینکار بزرگتر می زنند.

پنج رفیق تدارکات کار را انجام می دهند برنامه ریزیهای اولیه انجام می شود مقنیان مجرب و معماران چیره دست و کارگران ساده از منطقه فرا خوانده می شوند.گروهی به ساختن سرپناهی موقت اقدام می کنند ومقنیان با نقشه و برنامه شروع به کار می کنند ،ده ها چرخ می چرخند ومی چرخند خاک را از اعماق زمین بیرون می کشند.بعضی جاها زمین را باید به سختی کند ودر بسیاری از جاها زمین سست است وچندین  وچند بار دیواره چاه ریزش می کند .مقنیان با تراز وامکانات اولیه همانند مهندسین امروزی آب را به جای مورد نظرهدایت می کنندو چاه های قنات یکی پس از دیگری به هم وصل می شوند.بالاخره روز موعد فرا می رسد آب قنات به استخر وارد می‌شود. حاج محمدعلی بیشتر از همه خوشحال است هم به خاطر جاری شدن آب قنات و هم متولد شدن فرزندش محمد رضا(شیخ) وجشنی را ترتیب می دهد.زمین‌ها به زیر کشت می روند وچون نزدیک چاه چوپان ها بود نامش را چوپانان نهادند.

سینا صمیمی 89/08/03  نظر بدهید!

یار دبستانی من

دیکته های کلاس اول در حیاط مدرسه،جمع و منهای با انتقال،حفظ جدول ضرب،مساحت مثلث وذوزنقه،تقسیم اعداد اعشاری ،نسبت وتناسب،بازیهای هفت سنگ،پشتک های زیبای هم کلاسیم شیرزاد فاتح، پکیدن بخاری قطره ای کلاس چهارم، شلاقهای معلمان، خواندن محمد همایون با آن صدای زیبایش، صدای موتور یاماها125مسیب کلانتری، گردش های علمی غلامعلی کلانتری، بازی های فوتبال، نخواندن امتحان و لشکرکشی به سوی خانه ی آقای موسوی و........گوشه ای از خاطرات دوران تحصیلی ابتدایی وراهنمایی من هستند که گهگداری آنان را مرور می کنم. الان ازآن دوران20 سال می گذرد.اساتیدم که فکرکنم اکثرشان بازنشسته شده اند و دوستانم هر کدام در نقطه ای مشغول زندگی هستند. به همه آن ها سلام ودرود می فرستم وامیدوارم هرکجا هستند سالم وموفق وموید باشند ومی خواهم نامی ببرم از تمامی آنان و اگر موافق باشند با همکاری شورای روستا وآموزش وپرورش شهرستان نائین وهمت خودمان برنامه ای را ترتیب دهیم تا یکبار دیگر با تمامی اساتید و دوستان دور هم جمع شویم ،دیداری تازه کنیم وخاطرات را زنده. اما اسامی اساتید گرامیم در دوره ابتدایی و راهنمایی: آقایان: 1- علی غلامرضایی 2- حسن ثابتی 3- عباس موبد 4- بهروز 5- جمشید رستاقی 6- ذبیح ا... ایزدی 7- فاطمی 8- محمد رفیع 9- حاج محمد رضا مراد 10- غلامعلی کلانتری 11- مسیب کلانتری 12- ابوالقاسم اسکندری 13- سید علی اصغر موسوی 14- سلطانی 15- موسی کاظمی 16- فخارزاده 17- کسایی 18- عمیدی 19- علوی. امیدوارم نام کسی را فراموش نکرده باشم. دست یکایکشان را می بوسم. اما اسامی دوستان و هم کلاسی های عزیزم: (یک دفعه با دیدن تعداد اسمها تعجب نکنید،اخه کلاس ما همیشه شلوغترین کلاس آموزشگاه بود یادش به خیر) آقایان: 1- حسن اردیبی 2- مرتضی اردیبی (حسن) 3- مرتضی اردیبی(محمود) 4- محمد رضا اکبر 5- محمد رضا ایرانپور 6- حسن براتی 7-عبدالحسین براتی 8- سعید توکل 9- حسین جلالپور10- حمید جلالپور 11- فریبرز جلالپور12- محمد رضا جلالپور13- محمد رضا حسن زاده 14- منوچهر رستاقی 15- رضا رفیع 16- علی رضا رفیع17-ا بوالفضل زرگر18- غلام سعادت 19- غلامرضا طاهر 20- علی رضا غلامرضایی 21- مجید غلامرضایی 22- شیرزاد فاتح 23- فرید فاتح24- حمید رضا فاضلی 25- ولی ا...کلانتری 26- محمد جعفر مختار27- حسن مراد 28- مرحوم علی رضا مراد(روحش شاد ویادش گرامی) 29- حمید رضا مرتضوی 30-حمید رضا موبد 31-سید مرتضی موسوی 32- ماشاءا... مهدوی 33- عبدالحسین نقوی 34- محمد رضا نقوی 35- سید حسن هاشمی 36- محمد همایون ۳۷-احمد هوسی3۸- محمد رضا یاور ۳۹-علی یزدانی ۴۰- محمد باقر یزدانی ۴۱ محمد جعفر یزدانی . اگر نام شخصی را از قلم انداخته ام به بزرگواری خود ببخشد. لطفا اگر این مطلب را هر کدام از افراد فوق الذکر یا آشنایانشان می خوانند به دیگران هم اطلاع دهند ونظرات خود را برای برگزاری یک گردهمایی منعکس نمایند. همراه:09139231059 ایمیل: chooppanan1355@yahoo.com

سینا صمیمی 89/08/02  نظر بدهید!

فاجعه در بیمارستان شریعتی اصفهان


زایمان در قرن 21


برای مشاهد کامل مطلب به ادامه مطلب بروید.

سینا صمیمی 89/06/10  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

مقاله شماره 3

مطالب ارشیو

 

مقاله نسل بی خاطره

مقاله: محمد مستقیمی(راهی) فروردین 1388

اين نظريه براي همه آشناست كه كودك در زمان حال زندگي مي‌كند و جوان در آينده و پير در گذشته و من مي‌خواهم روي قسمت سوم تاكيد كنم يعني پير در گذشته زندگي مي‌كند و اين نكته قابل توجهي است براي بحثي كه بر آن برانگيخته شده‌ام....

برای مشاهده کامل به ادامه مطلب بروید.

سینا صمیمی 89/06/09  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

مقاله شماه 2


مطالب آرشیو

به نام خدا

 (با سرمایه این جهان ، ان جهان را تامین نمایید)

توسعه وپیشرفت از ملزومات هر عصری است وهر جامعه ای ، نه فقط شهر ها وشهرستان ها را توسعه وپیشرفت باید که در دنیای مدرن امروز توسعه ی پایدار وحقیقی در واقع ، همان توسعه وپیشرفت روستاست. چه بسا که خاک از ان روستاست وبزرگان کما بیش همه از این دیار سر بر اورده اند ونامی از خود بر صفحه ای از تاریخ نگاشته اند...

 مقاله:حسن نامدار


برای مشاهده کامل به ادامه مطلب بروید.

سینا صمیمی 89/05/06  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

مقاله شماره 1

 مطالب آرشیو

روزی روزگاری

روزگاری نه چندان دور پدر بزرگها ومادر بزرگهای ما پس از اتمام کار روزانه با خستگی فراوان به قلعه  ای با اتاقهای محقر پناه می بردند تا استراحتی ونان جوی ودلخوش از صبح وتلاشی دیگر که دست طبیعت شب هنگام با سیلی عظیم امال وارزوها را در زیر خشت وگل مدفون کرد تا باز اندیشه ای نو باعث تحولی جدید در ساخت سر پناه شود.

انچه امروز از نظر نظم وانضباط در ساخت وسازه مشهور است حکایت از روحی بلند ، فرهنگ اصیل ونگرشی به اینده ای دور دارد که از تفکر افرادی متخصص وروشن بین نشات گرفته که اصولی ترین ساخت وسازها را از نظر مهندسی در بین روستاهای ایران دارا میباشد.

ساکنینش مردمی ارام وعاطفی ومهربان ومهمان نواز ، تعدادی کشاورز زحمتکش وخرده مالکینی که سالیان سال در کنار هم کاشتند وبرداشتد واز ان افسانه ها که دیگر ((بافتند وشنیدیم اثری نیافتیم.)) تعدادی نیز گرد وغبار مهادن مس وسرب در زیر ضربات پتک وچکش کوهبری جان سائیدند وسراز سرخه حصار در اورده وچه زود عهد وعیال را تنها گذاشتند ورفتند وتعدادی قلیلی نیز شب گرد بیابانها شدند، در جاده های خاکی وپر دست اندازولایت غربت شب وروز دویدند تا شاید ذخیره ای برای زمستان پیری خود بیندوزند.

بهر حال همه با هم بودند ومثل هم.

سرحال و سر مست از روشنایی چند ساعته برق ، یخچالشان چنگک بالای مشک اب وحفره زیر سالی جای تخم مرغشان بود.

از اینکه باگل سبز(سربرزی) دوده های اتاقشان را زدوده اند در پوست خود نمی گنجیدند وبا تهیه  گندم شاهدانه وسمنو وانار خشک وخرمای داخل مشک اجیل وشب چره مهمانی ایام نوروز را فراهم می کرده اند.

یادش بخیر اب خنک مشک ها وبوی نان تازه تنور وگوشت قرضی به همسایه ها واسیابهای دستی و هاونهای ارزن کوبی وصدای دفتین زنانبا تعصبی که در اقتصاد خانواده زیر نور چراغ های گرد سوز چشمانشان را کم سو کردند با فرزندانشان فردا روز تاریکی جهل را یدک نکشند.

خوب فکرش را می کنم پشیمان میشوم که چرا می گویم یادش بخیر .می دانی چرا؟ چون در کنارش هم یادم می اید چه مادرانی که هنگام وضع حمل گذاشتند وبی خبر رفتند.

ویا نوجوانان وجوانانی که نیش عقرب  جگرشان را ریش ریش کرد وچه بسا افرادی که به قول ان روزی ها بنددلشان پاره می شد یا الشان می زد ، هوائیشان می رسید ف جن زده می شدند وبساط خود را ناگهانی بهم می پیچیدند ورفتند ویا پسران ودختران با استعدادی که از تحصیل محروم واستعدادها را ناشکفته می_  پژمردند.

دیری نپائید نوری الهی تابیدن گرفت ودربه پاشنه دیگری چرخید خانه هایمان را عرض خشت وگل با اجر وسیمان واهن ساختیم برقمان شبانه روزی شد،خیابانها وکوچه هایمان دیگر خاکی نبودند یخچالها به کار افتاد ومشک ها به فراموشی سپرده شدند قالی های گلدار کاشان جای گلیم های راه راه محلی را گرفتند ، انترناش های سیاه وتیره جایشان را با بنزهای سبز ونارنجی عوض کردند دیگر جاده ها دست انداز نداشتند تنورها یکی پس از دیگری برداشته شدند، دیگر قالیباف ها با هم رقابتی نمی کردند تعدادی از جوانان وغیور مردها زمین ها را کاویدند و ابها را بر سطح اوردند ودر افتاب سوزان با عرق جبین بذر ها را افشاندند تا به ابادانی اطراف ابادی بیافزایند.

سالها پیش بومی شوم خفاشی خون اشام را تحریک تا پروانه های رنگی را شکار کنند اتش ها ریختند وظلم های بی حد روا داشتند پروانه ها  وکبوتر های سبک بال را به خاک وخون کشیدند ودل های فراوانی را سوزاندند دل های سوخته به هم گره خوردند وحدتی مثال زدنی ساز کردند واز برق ایمانشان نورها افشاندند تا دیگر خفاش یاری مقابله در پرتوی نورشان را نداشته باشد.

پس از این حرکت،مشییت الهی بر ان قرار گرفت تا خفاش خود شکار بوم گردد.

عطر گل ها همه جا پیچید وهمه را عاشق کوی یار کرد، یار ابر وباد ومه وخورشید وفلک را فرستاد تا ما نانی را که به کف اورده بودیم به غفلت نخوریم با هم باشیم ، دست ب دست هم دهیم ، بسازیم واباد کنیم ، قدر دان زحمات ولی نعمتان خود باشیم  در حقشان دعا کنیم ومواظب باشیم تا هجمه فرهنگی وبیگانه غافلمان نکند، رجال غرب وسوغات اجنبی سوی چشمانمان را نبرد سرگرمیها سرمان را گرم نکند که اگر کفران نعمت کنیم شمیم عطر یاس و شقایقهای عاشق را احساس نخواهیم کرد.

 

حاج محمد رضا مراد

 تاریخ درج مطلب ۱۳ مهر ماه 1388

سینا صمیمی 89/04/16  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
لحظات زيباي غروب افتاب در چوپانان ديماه 1389
بيش از ۹۵درصد از جاده‌هاي نایین تحت پوشش تلفن همراه قرار دارد
بازي يك قل ، دو قل
قهرمانان شهر من
مشكل خطوط همراه اول در شهرستان نايين
يكي از نسل اولي هاي چوپانان
كليپ سيل 17 فروردين 89
وقفه دو روزه در برخی سایتهای چوپانان
كتاب "حوض توتيا" در شهر جندق رونمايي شد
ثبت نام ازمون سراسري سال 1391
درباره وب
دهستان چوپانان
جمعیت ساکن: طبق سرشماري 90 ،2200 نفر
قدمت: بیش از 110 سال
موقعیت جغرافیایی:واقع در شرق استان اصفهان
چوپانان منظم ترین روستای خشتی ایران و روستای بادگیرها می باشد.



آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان
سینا صمیمی
سعید مالکی
غلامعلی صمیمی

لینک دوستان

افزودنی ها
تیتر خبرهای خبرگزاری چوپانان

کلیک کن دات کام

RSS


صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما

This Template Designed & Converted by Clickkon.Com

www.Clickkon.com